×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 667

چاپ کردن این صفحه

علي محمد شيرازي(باب) و استفاده از زبان عربی

یکشنبه, 17 آبان 1394 23:36 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

علي محمد شيرازي(باب) و استفاده از زبان عربی

کوتاه و خواندنی :

بهائیت در ایران : شايد اگر «يعرب بن قحطان» واضع لغت عرب مي­دانست كه شخصي پيدا شده و با ادعاي خدايي اينچنين به زبان او سخن خواهد گفت ، هرگز چنين لغاتي را وضع نمي­كرد.

علي محمد شيرازي در باب عاشر از واحد رابع «كتاب بيان» مي­نويسد:

«و نهي شده از انشاء مالايسمن و لا يغني مثل اصول و منطق و قواعد فقيه و حكميه و علم لغات غير مستعمله  و ما يشبهه هذا و ما قد فصل في الصرف و النحوفان قدر ما يكتفي للتأدبين ما يعرف الفاعل و المفعول و ما دونهما من شئونها او مادون ذلك لن يغفرالله العبد اذا اشتغل.»

( و نهي شده است از انشاي علومي كه فايده ندارد و انسان را بي­نياز نمي­كند مانند علم اصول و منطق و قواعد فقهيه و حكميه و علم لغاتي كه غير مستعمله است و نظير آنها و آنچه در علم صرف ونحو تفصيل داده مي­شود . زيرا مقداري كه كفايت مي­كند اهل ادب و محصلان را، به اندازه يادگرفتن قواعدي است كه امتياز فاعل را از مفعول بدهد و اما آنچه به جز اينهاست ، خداوند نخواهد بخشيد كساني را كه اشتغال به آنها داشته باشند.)

علي محمد شيرازي با اين حكم خواسته عدم تسلط خود را به زبان عربي توجيه كند و با اين ترفند از انتقادات بعدي رهايي يابد.

در كتاب« دايره المعارف بستاني» كه در موضوع خود، يكي از برجسته­ترين اثرهاي متأخر عربي است، در ذيل كلمه بابيه» نوشته شده است:

«كتابه هذا يحتوي علي كثير من العربي المسجع و بعض الفارسي إلا أن العربي منه كان ملحونا فلما سئل عن سبب وقوع اللحن في هذا الكاب المنزل مع ان اللحن نقص، أجاب بأن الحروف  والكلمات كانت قد عصمت و اقترفت خطيئه  في الزمن  الأول و عوقبت علي خطيئتها بأن قيدّت بسلاسل الإعراب و حيث بعثتنا جائت رحمه للعالمين فقد حصل العفو عن جميع المذنبين و المخطئين حتي الحروف و الكلمات فاطلقت من قيدها تذهب إلي حيث شاءت من وجود اللحن و الغلط» (پطرس بستاني. ح 5، ص26 ، چاپ بيروت :« دارالمعرفه» قطع رحلي) ( كتاب بيان او محتوي است از جملات عربي و مسجع فارسي ، با اين تفاوت كه جملات عربي آن مملو از اغلاط است. هنگامي كه او را از علت چنين غلط­هايي پرسش كردند، جواب داد : حروف و كلمات در گذشته مرتكب  معصيت شده بودند و به اين خاطر، خداوند جهت عقوبت گناهشان، آنان را به زنجير اعراب، زنداني ساخت. چون من از جانب خدا برانگيخته شدم و بعثت من براي همه عالميان رحمت است، لذا خداوند، گناهكاران حتي حروف و كلمات را عفو كرد و آنها  از زندان اعراب آزاد شدند  تا به هر سوي كه مي­خواهند رهسپار شوند.)

احمد كسروي نيز در كتاب « بهائيگري» مي­نويسد:« اگر سيد بابي، عربي­هاي غلط نبافتي و برخي سخنان معني­دار وسودمند گفتي، بي­گمان كارش پيش رفتي و به دولت چيره شده آن را برانداختي، ولي اين مرد به يكباره بي­مايه مي­بود و گذشته از آنكه آن غلط بافي­ها را مي­كرد و آبروي خود را در نزد باسوادان مي­ريخت، برخي گفته­هاي بسيار بي­خردانه از او سرمي­زد. مثلا چون درباره همان غلط بافي ايراد مي­گرفتند ، چنين پاسخ مي­داد:

«صرف و نحو گناهي كرده و تاكنون در بند مي­بود ولي من چون خواستم ،خدا گناهش را بخشيد و آزادش گردانيد.» ببينيد در برابر غلط­گويي­هاي خود چه بهانه مي­آورد. اين سخن يا از روي ريشخند بوده و يا گوينده­اش جز ديوانه نمي­بوده. آيا ازاين پاسخ ايرادگيران چه توانستند فهميد؟! شگفت كه عبدالبهاء در كتاب« مقاله سياح» و ديگران از بهائيان و بابيان در كتاب­هاي  ديگر گله كرده­اند كه به سيد باب، غلط نحوي گرفتند. گويا چشم مي­داشته­اند كه نگيرند . چشم مي­داشته­اند كه يكي  غلطبافي­هايي كند و همان را دستاويز  دعوي  امامي يا پيغمبري كند و مردم چشم پوشيده ايراد نگيرند.» (ص 28، تهران، 1323.)

شايد اگر «يعرب بن قحطان» واضع لغت عرب مي­دانست كه شخصي پيدا شده و با ادعاي خدايي اينچنين به زبان او سخن خواهد گفت ، هرگز چنين لغاتي را وضع نمي­كرد.

خواندن 782 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

آخرین‌ها از