سخن اول : رونق تشکیلات بهائیت دربازیهای 19 گانه
در فرقه صهیونیستی بهائیت، 19، عددی مقدس محسوب میشود. این عدد از مجموع تعدادحواریون هجده گانه «باب» به علاوه خود وی به دست میآید. بهائیان، یاران هجده گانه باب را« حروف حی» (عدد حی به حساب ابجد معادل 18 است ) مینامند. البته در مورد اینکه یاران واقعی او چند تن بودهاند شواهد تاریخی محکمی در دست نیست. به علاوه، اساسا اعتقاد بر این است که برخی از یاران او مانند «ملاحسین بشرویهای یا طاهره » در حقیقت، او را مدیریت میکردهاند.
بهائیان، 19 ماه 19 روزه دارند. سال آنها نیز مانند سالهای شمسی و 365 و 366(کبیسه )روزه است. براین اساس، مجموع 19 ماه 19 روزه، 361 روز می شود و آنان 4 یا 5 روز باقیمانده را جدای ماههای خود محسوب میکنند . همانند گاهشماری قدیم ایرانیان که 12 ماه 30 روزه داشت و 5 یا 6 روز اضافه را به نام« پنجه در رفته» جدای از ماهها محسوب میکردند.
عناصر فرقه، هر 19 روز( هر ماه بهائی) یک «ضیافت» با موضوع نیایش و تبادل اخبار و احکام دارند و در این ضیافت، آخرین فرامین بیت العدل(مرکزیت فرقه، واقع در حیفا) به سمع و نظر اعضا میرسد و آنان ملزم به رعایت آن هستند. آنان همچنین از طریق همین ضیافت، آخرین اخبار و گزارشهای میدانی از وضعیت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی پیرامون خود را به اطلاع بیتالعدل میرسانند. بدین ترتیب، در پوشش یک فعالیت به ظاهر فرقهای و نوعی تشکیلات پرتکاپو( و البته مطیع اربابان استعماری خود)،در حقیقت ،حزبی وابسته به رژیم صهیونیستی در ایران فعالیت میکند.
بهائیان، جمعیت خود را در ایران حدود 300 هزار نفر ذکر میکنند که البته رقم اغراقآمیزی است و برحسب تحقیقات میدانی و اطلاعات دریافتی از مراکز مختلف، این عدد حدود 80 هزار نفر برآورده میشود. ضمن اینکه از این تعداد، گروهی از افراد، به ویژه در روستاها نیز دلبستگی تشکیلاتی چندانی به بهائیت ندارند. البته طی سالهای اخیر، به مدد گسترش ارتباطات مجازی و فعالیتهای پررونق اقتصادی فرقه، تشکیلات کوشیده تا همین افراد را نیز به حضور مداوم و فعال در ضیافتهای 19 روزه و اطاعت از فرامین فرقه تشویق کند.
سخن دوم : احکام اقتصادی و مالی بهائیت
1- طبق احکام بهائیت، هر فرد بهائی موظف است که 19 درصد (حدود خمس) از ثروت مازاد بر نیاز خود را به عنوان « حق الله»(!) در راه تشکیلات هزینه کند. با این گردش مالی فوقالعاده ، تشکیلات نه تنها میتواند سرپابایستد بلکه حتی قادر است که وجوهی را نیز به حیفا بفرستد. اما سرمایهای که آنان از ایران خارج میسازند بیش از 19 درصد درآمد آنان است. بخشی از سرمایه فرقه، دست عناصری است که قدرت بیشتری برای زدو و بندهای اقتصادی دارند. آنان با سهمی اندک، درآمد سرشمار این سرمایه را به مرکزیت تشکیلات منتقل میکنند. مصداق بارز این اقدام، عملکرد« هژبریزدانی» پیش از انقلاب در کشور بود. به علاوه، گزارشهایی از اعطای کمک های مالی تشکیلات بهائیت ایران به رژیم صهیونیستی نیز در دست است.
2- براساس حکم کتاب« بیان» به نقل از باب:« فی البیع و الشری اذا تحقق الرضا بینهما بای نحو کان: خرید و فروش به تحقق رضایت بین دو نفر تحت هر شرایطی جایز است.» بدین ترتیب، حتی اگر رضایت از روی اجبار و اضطرار باشد نیز کفایت میکند. به علاوه، خریدار یا فروشنده و هر دو میتوانند کودک بوده و رشد عقلی کافی نداشته باشند.
3- بهائیان، رباخواری را نیز جایز و جزء معاملات مشروع و حتی طیب و طاهر میدانند. در «گنجینهی احکام» از قول بهاء آمده است:« اکثری از مردم محتاج به این فقره مشاهده میشوند، چه اگر سودی در میان نباشد، امور معطل و معوق خواهد ماند. لذا فضلا علی العباد( !) ربا را مثل معاملات دیگر که مابین مردم متداول است، قرار فرمودیم یعنی سود پول، که این حکم آشکار از آسمان مشیت نازل شد، حلال و طیب و طاهر است تا اهل زمین به کمال روح وریحان و شادی و انبساط ذکر محبوب عالمیان مشغول باشند.»
بیشک چنین آموزههایی ،اعضای فرقه را به سوی رباخواری، قاچاق و اعطای رشوه در راستای تکاپوی بیشتر اقتصادی سوق میدهد. به علاوه، به دلیل تجربه بسیار بهائیت در امور امنیتی و اقتصادی و ارتباطات شبکهای و مخفی، عناصر فرقه به سرعت در فعالیت اقتصادی بالا کشیده میشوند. به همین دلیل، عناصر بهائیت با گشایش فضای اقتصادی و سیاسی در دوره کارگزاران و اصلاحات، به سرعت در اموری همچون قاچاق دارو، سکه، صنایع اپتیک و عینک، صنایع بهداشتی و آرایشی، صنایع شیمیایی و سموم کشاورزی، تجهیزات پزشکی و .... فعال شدند.
وارد شدن آبمیوه ، رانی» به سفره ایرانیها
شرکت سعودی- وهابی تولید کننده نوشیدنی با نام« العوجان» ابتدا در سال 1905 م در قالب یک شرکت بازرگانی در بحرین تأسیس شد. العوجان، بزرگ ترین شرکت دارای مالکیت خصوصی در زمینه تولید نوشیدنی در منطقه خلیج فارس است و محصولات خود را با نام تجاری« الفیمتو(Vimto) عرضه میکند. برخی از تحقیقات صورت گرفته بر روی این محصول، از مسکر بودن و سرطان زا بودن نوشیدنی«الفیمتو» حکایت دارد. با این حال، الفیمتو طی سالهای اخیر توانسته به نوشیدنی اصلی سفرههای افطار در کشورهای عربی تبدیل شود. شرکت وهابی- سعودی العوجان، دارای دو کارخانه تولید نوشیدنی با نام« دمام» در عربستان و دبی بود و امتیاز راهاندازی شعبه خود در ایران را به فردی به نام« ندیم سقاف» داد. سقاف، یک بهائی همدانی الاصل، ساکن یمن بود ، داد
او توانست با حمایت دولت بدون اطلاع وقت ، شعبه ایرانی این شرکت را با نام رسمی« العوجان ایرانیان» در قالب دوکارخانه بزرگ در شهرک صنعتی کاوه( ساوه) تاسیس کرده و محصولات خود را با نام تجاری( رانی) عرضه کند. شعار دولت وقت برای حمایت از ندیم سقاف، جذب سرمایه خارجی بود. حال آنکه سرمایه گذار اصلی آن، یک بانک مطرح داخلی است و دو فرقه بهائیت و وهابیت ، تنها سیاستگذار آن هستند. آنان به واسطه بازاریاب های مسلمان و از طریق ارتباط با مسئولان خرید در سازمانهای دولتی، محصولات خود را به سبد خرید این سازمان و سفرههای ایرانی تحمیل کرده و موفق شدند به تدریج، ذائقه ایرانیان را جذب کنند.
به گفته عوامل این شرکت، در مجموع دو کارخانه قوطی سازی و تولید نوشیدنی رانی، 182 نفر به طور مستقیم مشغول به کار هستند. دفتر مرکزی و دفاتر نمایندگی شرکت نیز مجموعه کارکنانی دارند مثلا: دفتر تهران شرکت حدود 30 کارمند داشت.
افشاگری یکی از کارکنان، درباره ماهیت پلید شرکت
در این میان، یکی از کارمندانی که از بدو تأسیس این شرکت، به عنوان ویزیتور در آن مشغول به کار بوده است، با گذشت زمان به ماهیت اصلی این شرکت پی برده و دست به افشاگری از آن می زند. با توجه به سابقه تشکیلات در مسکوت سازی و تهدید افشاگران، وی نیز همانند بسیاری از متبریان بهائی، با وجود گذشت سالها از آن زمان، هنوز هم از تشکیلات بهائیت هراس دارد و به سبب امنیت خانواده خود حاضر نیست با نام اصلی معرفی شود . بازخوانی و تأمل در افشاگری های آقای« ح.ز» به عنوان شاهدی حقیقی، میتواند به درک هر چه بهتر نحوه عملکرد این شرکت بهائی یاری رساند.
از اظهارات ح . ز معلوم میشود که عناصر بهائیت در پوشش این شرکت به ظاهر تولید نوشیدنی، عملا به ترویج بهائیت و بسط نفوذ این شبکه در کشور پرداختهاند و در پوشش تبلیغات نفوذ، به جاسوسی و گردآوری اطلاعات از سطح کشور و انتقال به خارج از کشور و حمایت از فتنه 88 مبادرت کردهاند. آنها با پرداخت مبالغ کلان به بهانههای مختلف، کارکنان مسلمان را تطیمع و با اتخاذ سیاست های فرهنگی منظم، خانواده و همسران آنها را به سمت آموزههای باطل بهائی و اعراض از حجاب و فرهنگ اسلامی سوق میدادهاند . ح.ز که همانند دیگر کارکنان شرکت، تحت تأثیر تبلیغات آنها، در ابتدا گمان میکرد که بهائیان، گروهی مظلوم و تحت ستم هستند. وقتی با جسارت این فرقه انحرافی به ساحت اهل بیت (ع) و توهم آنان به براندازی نظام جمهوری اسلامی در فتنه 88 پی میبرد، با غیرتمندی به افشاگری علیه این شرکت دست میزند. در ادامه، به گوشههایی از افشاگری های وی در این زمینه اشاره میشود:
او می نویسد :
«من آگهی استخدام این شرکت را در یک روزنامه دیدم و بعد از تماس و انجام مصاحبه، به عنوان« ویزیتور» استخدام شدم. بعد از چند ماه کار کردن متوجه شدم که هیئت مدیره این شرکت، بهائی هستند. آقایان« ولی نیا»، پیمان قاسم رشیدی و « سبحانی» اعضای این هیئت مدیره بودند که زیر نظر مستقیم «ندیم سقاف» که یک بهائی اهل یمن و اصالتا همدانی است، فعالیت میکردند. البته آقای سقاف در بدو تأسیس شرکت، در ایران نبود و بعد از گذشت یک سال وارد کشور شد و فعالیت خود را آغاز کرد.»
«بعد از پنج ماه،آقای ولی نیا جزوه هایی به نام« آئین و تشکیلات بهائیت، به همه کارکنان داد که درآن توضیحاتی درباره فرقه بهائیت داده شده بود و تأکید میکردند که کسی نباید از محتوای این جزوه ها مطلع شود، بهانهشان هم این بود که حاکمیت در ایران ما (بهائیان ) مشکل دارد ! بعد از مدت کوتاهی ،آقای ولی نیا با مطرح کردن ای مسئله که یکی از اقوام همسرش فوت کرده است، ما را برای مراسم به قبرستان بهائیها( واقع در حوالی آزادگان) برد.بعر از صرف ناهار در یک رستوران، ولی نیا و دوستانش درباره رفتار بد مسلمانان با بهائیان صحبت کردند؛ اینکه قبرستانها آنها را تخریب میکنند، درختهای قبرستان را میشکنند و ... موضوع رفتن به قبرستان با فاصله زمانی کوتاه، دوباره تکرار شد واین بار بعد از ناهار در رستوران، درباره عملکرد منفی نظام جمهوری اسلامی با بهائیان صحبت کردند و اینکه اجازه تحصیل در دانشگاه به جوانان بهائی داده نمیشود. با توجه به جزوههایی که از آنها خوانده بودیم و رفتارهای خوبی که از آنها میدیدیم، در ذهن ما این سؤال شکل گرفته بود که چرا جمهوری اسلامی با آنها اینطور برخورد کرده و به این انسانهای خوب! ظلم میکند؟چون ما تحت آن شرایط تبلیغی، تصور میکردیم که بهائیان، انسانهای خوبی هستند تا جایی که حتی برای آنها تبلیغ هم میکردیم، تا اینکه پس از گذشت چند سال، دست آنها برای ما رو شد واز پشت پرده کارهای به اصطلاح بشردوستانه آنها آگاه شدیم.»
ح . ز در مورد تطمیع اقتصادی کارکنان مسلمان آورده است :
« ندیم سقاف پس از ورود به ایران طرحی داد مبنی براینکه پرسنل احتیاج دارند که خانوادههای یکدیگر را بشناسند. به همین خاطر، به بهانههای مختلف به خصوص در اعیاد مسلمانان، همه کارکنان را همراه با خانوادههایشان به رستوران های گرانقیمت دعوت میکردند. بعضی وقتها هم یک رستوران را به طور کامل برای یک شب روزومیکردند. روی کارت دعوت ها هم قید شده بود که اگر کسی میخواهد تنها بیاید، لطف کند واصلا نیاید. علاوه بر این ، از ما میخواستند که مهدکودک ها و مراکز فرهنگی را شناسایی کنیم تا در آنها آبمیوه رایگان توزیع کنند.»
«در این مراسم ها» ندیم سقاف و آن سه نفر دیگر(ولی نیا، سبحانی، و قاسم رشیدی) همیشه تلاش میکردند خود را خوب نشان دهند تا خانوادهها را تحت تأثیر محبت خود قرار دهند، به طوری که در خانواده های کارکنان همیشه صحبت از این بود که بهائیها چه آدمهای خوبی هستند. از جمله، من و خانوادهام، به قدری تحت تأثیر قرار گرفته بودیم که من، خواهرزاده، شوهر خواهر و برادر خانمم را برای کار به آنجا معرفی کردم و آنها هم در شرکت استخدام شدند. حقوق خود من، یک میلیون و 500 هزار تومان بود، ضمن اینکه هر سه ماه یکبار، مبلغی را به عنوان سود به دفتر فروش میدادند که گاهی تا 70 میلیون هم میرسید و آن را بین خودمان که 30 نفر بودیم تقسیم میکردند. البته هر کس بنا بر مسئولیتی که داشت، از این پول سهم میبرد، علاوه براین ، هر چند وقت یکبار، بنا بر مناسبتی خاص، مبلغی از یک تا پنج میلیون تومان هدیه میدادند.»
«میتوان به جرئت ادعا کرد، هر چه میخواستیم در اختیارمان قرار میگرفت، ماشین، موتور، لب تاب، بهترین گوشی و ... حتی برای فرزندان کارکنان –بنابر اقتضای سنی- امکاناتی فراهم کرده بودند. مثلا به من پیشنهاد کردند که دختر سه سالهام را به صورت کاملا رایگان به مهد کودک بهائیها ببرم یا به یکی از همکارانم که فرزندی نوجوان داشت، پیشنهاد نام نویسی در بهترین کلاس های موسیقی را دادند. هر چندما از قبول این امکانات خودداری کردیم.»
حمله به فرهنگ اسلامی خانوادهها :
« بعد از اینکه میتوانستند با این قبیل اقدامات تبلیغی، اعتماد و حمایت خانوادههای ما را به دست آوردند. به تدریج، خواستههای غیر معقولی را مطرح کردند، مواردی مانند جابه جایی و انتقال بستههای محتوی پوستر یا جزوه به استانهای مختلف کشور. آنها از من خواستند که این بسته ها را به قم ببرم و آن را تحویل نماینده اصفهان بدهم. مکان قرارها هم جلوی مسجد جمکران بود که البته من قبول نکردم. این درست ، مصادف با زمانی بود که ندیم سقاف وارد ایران شد و تغییراتی در کادر پرسنلی شرکت به وجود آورد. او با هفت نفر از کارکنان دفتر فروش، تسویه حساب و چند منشی جدید خانم( مسلمان و بهایی) استخدام کرد. سقاف معمولا در اتاق کارش حضور نداشت و در ماه حتی 20 روز هم به شرکت نمیآمد . به ما گفته میشد که به سفرهای خارجی رفته اما بعدها از طریق رانندهاش متوجه شدم که به استانهای غربی کشور تردد داشته است . از طرفی، افراد خاصی را مسئول نمایندگی شرکت در استانها کرد که اصلا تخصصی در این کار نداشتند و صرفا به دنبال تبلیغ بهائیت بودند»
«بیشترین تأثیر [ تغییرات داخلی شرکت و استخدام چند خانم منشی بهائی] در تغییر پوشش ظاهری خانمهای مسلمان بود. ابتدا همسر ندیم سقاف در داخل دفتر، حجاب خود را برداشت و بعد دیگر خانمهای بهائی نیز بدون حجاب شدند. این مسئله باعث شد که به تدریج، برخی از خانمهای مسلمان که در ابتدا بسیار محجبه بودند، حجاب خود را کنار بگذارند. کم کم میهمانیها و پارتی های شبانه، با دعوت از کارمندان مسلمان به همراه خانوادههایشان شروع شد که فیلم بعضی از این مجالس هم موجود است. دامنه این کارها، تنها به برداشتن حجاب و شرکت در پارتی ها محدود نشد، به گونهای که یکی از منشیهای سقاف که چندان در قید و بند دین نبود، بعد از مدتی با وعده خارج رفتن، ظاهرا به بهائیت گرایش پیدا کرد واز ایران خارج شد.»
شرکت رانی و اعطای سکه به خاتمی
«تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری[ دهم در سال 1388] همه چیز خوب بود و به عقاید ما احترام میگذاشتند حتی در ماه رمضان، جلوی ما روزه خواری نمیکردند. اما از بحبوحه تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری ، همه چیز، هم از نظر سیاسی و هم مذهبی تغییر کرد. آنها نه تنها موضوع خود را علیه حکومت و دولت« احمدی نژاد» نشان دادند و از « موسوی» حمایت کردند بلکه ما را هم برای رأی دادن به موسوی تشویق میکردند و همزمان با حوادث بعد از انتخابات، به عقاید ما توهین کردند. اوج این توهین، در شب بیست و یکم ماه رمضان سال گذشته بود؛ ولی نیا( یکی از مدیران شرکت) به تمسخر به ما گفت: بروید و امشب برای علی تان گریه کنید، شاید که جوابتان را بدهد. این جمله، مرا بسیار ناراحت کرد وچون اساسا فردی مذهبی هستم، تصمیم گرفتم که این افراد را سرجایشان بنشانم.»
«آنها از موسوی حمایت میکردند چون بهائیان قبل از ریاست جمهوری احمدی نژاد( در دوران خاتمی) امتیازهای زیادی به دست آورده بودند که نمونه آن، امتیاز تأسیس همین شرکت( رانی ) بود که در دولت خاتمی به بهائیان داده شد. به طوری که بعد از تأسیس شرکت، در یک جشن مفصل، به خانمی یک لوح تقدیر دادند و با اعطای هدایا و سکه های زیاد از او تشکر کردند. ما در هم درآن جشن حاضر بودیم و به همه کارکنان، چند سکه تمام بهار آزادی داده شد.»
گرد آوری اسناد برای افشاگری
«بعد از مشاهده آن درخواست های نامعقول و پیشنهاد بردن دخترم به مهد کودک بهائیها و وضعیت پیش آمده در دفتر شرکت[بی بند و باریها و توهینها] به عملکرد آنها شک کردم و اختلاف ما آغاز شد. کم کم شروع کردم به جمع آوری یکسری مدارک کردم. با توجه به اینکه برادر خانمم، نگهبان شب بود، به راحتی به اسناد دسترسی پیدا کردم و تازه آنجا بود که به ماهیت اصلی آنها پی بردم. تمام این حقایق را به همراه جزئیات کامل به وزارت اطلاعات ارائه کرده و همزمان، مدیران شرکت را هم درجریان این کار قرار دادم واستعفانامهای را که قبلا از ما گرفته بودند، پر کردم و از شرکت بیرون آمدم.»
«هر کارمندی بعد از چند ماه کار، باید برگهای را تحت عنوان« استعفانامه» امضا میکرد تا هر زمانی که مسئولان شرکت اراده میکردند، فرد مجبور به استعفا شود. با این شگرد، مشکلات قانونی هم به وجود نمیآمد بعد از افشاگری و استعفای من، ابتدا با زبان خوش جلو آمدند. چند بار بدون اینکه من درجریان باشم، با همسرم تلفنی صحبت کردند واز او خواستند که مرا برای بازگشت به شرکت، متقاعد کند. چند باری هم با دسته گل به منزل ما آمدند اما زمانی که پافشاری من را برای عدم بازگشت دیدند، ابتدا آن سه تن را بستگانم را که معرفی کرده بودم، اخراج کردند و در مرحله بعد، از زبان تهدید بهره گرفتند.»
« آنها میگفتند، ما یک شرکت بزرگ هستیم و آقای پیمان قاسم رشیدی، یک سرمایه دار بزرگ است. تو نمیتوانی با این حرف ها، ما را خراب کنی، دستت به جایی بند نیست وکسی حرف تو را گوش نمی کند. ما در همه جا نفوذ داریم و ... اما همکاری وزارت اطلاعات با من واقدام آنها برای دستگیری ندیم سقاف، نشان داد که تمام تهدیدهای آنها توخالی و دهان پرکن است.»
پی نوشت:
ترجمه الحیات، ج5، ص608
گنجینه احکام، ص161
سایت بانک کشاورزی، 18 خرداد 1390 ، خبر بازدید « طالبی» رئیس بانک کشاورزی از کارخانه رانی در 3 خرداد 1390
منبع: هفته نامه 9 دی
ویرایش : مؤسسه مطالعات روشنگر